♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فراموش می شوم به سادگی آبی که ازیاد برده است چشمه ای که روزگاری عاشقانه از آن جوشید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا کسی هست که هنوز می داند چگونه می شود با موسیقی مرد...
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
صندلی های خالی... فنجان خالی... و من... كه هنوز در سكوت كافه از "تو" لبریزم غریبه!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این شهر مه گرفته ی مشکوک صدایی که به مهر بخواندت نیست گریه کن! عبور کن از سایه های رهگذر
♪★☂sadaf_daryayi☂★♪
بِـــــــــــــــــــــــــــزَنَــــــــــــــــــــم!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 17 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .