♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اگر نباشم هیچ اتفاقی نمی افتد ؛ خیابانی بسته نمی شود ؛ تقویمی در هم نمی ریزد ! تنها موهای مادرم کمی سپیدتر برادرانم چند روز آسوده از کار و خواهرانم پس از چند روز خاطراتم را در پشت ویترین طلافروشی ها فراموش می کنند. و شاید..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
الان گرمـــــی..... نمیــــفهمـــــی..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در حضور نيامدنت ، اميد آمدنت ، هر شب ، احوال پرس چشمان منتظر من است ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حـافــظه ی نــوازش ، از جـنس ِ حـــرارت اسـت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در سيرك يا در خانه؟!!چه فرقي ميكند...خنده ات كه تلخ باشد، دلت كه خون باشد، ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حوالی مـــ ـــن٬ توقف ممنوع است.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منم از این چیزا دلم میخواد....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 3 روز و 15 ساعت و 43 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .