♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانـــم بیـن آدمهـــا طعــم تلـــخ مــرا از یـاد می بـریــــ !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کار من دیگر از سیگار و ساعت و سلامت باشی گذشته....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تمام زمزمه های من و اتاقم ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو از جنس آتشی یا آتش از جنس توست ؟؟؟؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران کجک کجک میبارد .......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برهنه با ماه میرقصد روبروی چشم خیس – خیس آب!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت هست....؟! روزی پرسیدی این جاده کجا میرود...؟! و من سکوت کردم... دیدی ...! جاده جایی نرفت...! آن که رفت ، تو بودی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من واژه واژه فریادم.. خنده هایم را زیر نویس کن رفیق!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تا آخرین فصل باران منتظرت میمانم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 4 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .