♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين دنياي كثيف لعنتي عشق هم دارد !!!! نمي بيني نام مجنون را بر بيدي نهاده اند كه بر سر هر خيابان با باد هر هوسي مي لرزد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی باید جات و تو زندگی بعضی ها خالی کنی درسته تو شلو غیاشون متو جه نمییشن چی میشه ولی بدون یه روزی یه جایی بدجور یادت می افتن که دیگه خیلی دیر شده...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالت تهوع دارم کنار خیابان باید بشینمو. عق. بزنم بالا بیاورم تمام آدم های پست و کثیف دورو برم و همه آشغال هایی که خدا به شکل آدم آفرید همه ی نگاه های ساده ای که اشک نشد خون شد تو چشام همه ی لحظه هایی که درد کشیدم و سکوت کردم همه ی گریه های بی صدای شبای غربت و همه ی نخواسته ها رو همه ی نگفته ها رو همه ی خاطرات و آره باید.عق. بزنم و بالا بیاورمتان...........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به بن بست تنهایی رسیده ام جایی که نبودنت احساس مرگ است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را----
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر دلم تنگ است ...هموطن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی این رفیق نیمه راهم گاه هست و گاه نیست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیاه بودم شعر آمد خاکستری شدم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فکر می کنم کودکی ام سوغاتی لک لک ها بود که کوچ کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نام مرا در فنجان " قهوه ات..." می نویسی ...!؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 49 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .