♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در بیشه ی ارزوهای از دست رفته یا به دست نیامده ام,شاید! به دستهایم که نگاه می کنم جز خیالی خالی از هیچ هیچ چیزی نیست واین مرا گاهی تا مرز عشق بلاتکلیف می سازد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نشسته روی صندلی پشت پنجره مشتی خاک به جای تو....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا خطا از من است، می دانم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای آواز خوانان کوچه گرد،دنیا...بزرگ است وشما هرگز نخواهید رسید....آندره برتون
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی دلم می خواهد خرمایی بخورم و ...! فاتحه ای بخوانم برای خودم...! شادییش ارزانی آنهایی که رفتم را... لحضه شماری می کردند .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 19 ساعت و 10 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .