♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای بودنم متحیرم! برای این همه روزهای بیهوده بودن!!! و تمام لحظاتی که می گذرد و من ایستاده ام به تماشا که انگار نه انگار برای روزهایی که داشته ام و اکنون... نمیدانم کجای این راه را اشتباه آمده ام ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ ساعتی دقیق نیست و هیچ چیز مال ِ خودِ آدم نیست ، مگر همان چیزهایی که خیال می کند دل بستگی هایی به آن دارد ، بعد یکی ... یکی آن ها را از آدم میگیرند .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آمدنت را به تعویق بینداز ، من مرد آن زمان ها نیستم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهای دنیا! تمام خنده هایم حرام بی رحمی مردمانت شد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل ز ما خواست که در فکر تو باشیم مدام ......سربلندیم که پیمان نشکستیم هنوز....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره را باز نکن خورشید خجالت زده میشود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنــــــــــهایی یعـــــنی: یه اتــــــــــاق یه چراغ خاموش یه آهنــــــــــگ یه چشـــم خیس...خاطرات ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را در آینه شکستم هزار تکه از تو بر زمین ریخت خانه ام مزرعه گل آفتاب گردان شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به آب انگور خوشم......همان خنیاگر غمگین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما مردهايم...... تنها بو نگرفتهايم....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 19 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .