♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوستم داشت اما مرا به دیگری بخشید ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروزخندیدم... همه تعجب کردند!!!...مردم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی....سر هر کوچه این شهر خدایی بر دار است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار انان هر چه می خواهند ستارگان بخت ما را از اسمان بیرون بکشند ولی ما دوباره اسمان را غرق ستاره خواهیم کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی بدون گریه ، بغض ، داد و هوار ؛ با غرور باید قبول کنی که فراموش شده ای و بروی دنبال زندگی ات
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم من امواج دریا ی خزر را به یاد نمی آورم یا او مرا به فراموشی سپرده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تاهنوزسهمی از خورشید برای غروب امروزمانده سایه ات را بردارو برو !شایداینگونه تنها نباشی سایه هامیروند تا میان انبوه !...سکوت های من و تو آوازبخوانند ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خون دل عاشق به جهان یکسره ،جاریست ما تشنه ی عشقیم ، سبب را زخدا پرس آن دل که جدا بوده زعشقی «دل خالیست »
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران که میزند به مظلومیت سقفها فکر میکنم به حصیرهای خیس باران که میزند به سادگی دلهامان میخندم و بضاعت دستهامان را میگریم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـه چـشـمـهـایـت بگــو . . . نـگـاهـم نـڪـنـنـد ... بـگـو وقـتـے خـیـره ات مـے شـوم سرشـاטּ بـه ڪـار خـودشـاטּ بـاشـد . . . ! نـه ڪـه فـڪـر ڪـنـے خـجـالـت مـے ڪـشـم هـا . . . نـه ! حـواسـم نـیـسـت . . .بارانی میشوم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم چرا شعرهایم اینقدر پرت شده اند از حال خودم که نشسته ام روبروی یک تابلوی مشکوک که ته چهره تو را دارد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .