♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش و بی خیال نشستن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این دنیایه عاقلان بگذار من دیوانه باشم ...تمام و دیگر هیچ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاعران شهر من حس را گم کرده اند… . . . پی لایک می سرایند …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قضاوت با توست.من می نویسم...همین!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی سحرگاه من و گلها ....تو را بوووووو می کنیم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زین پس سکوت می کنم .....بیش از دل تنگی هایم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حوصله من پرت شده به نااکجا آباد........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز مهمان داشتیم.....زوجی خوشبخت از سرزمينی ديگر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای شب ، به پاس صحبت دیرین ، خدای را با او بگو حکایت شب زنده داریم با او بگو چه می کشم از درد اشتیاق شاید وفا کند ، بشتابد به یاریم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هم مومن نبودی....و حتی در حریم ما . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازگشته اند دردهای قدیمی تصویرهای تاریک از من در آینه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سال ها از عطر عشق می گذرد و من در امتداد طاقت تفیده ی خود گوش می کنم به رگبار سکوتی که در کوچه جاریست .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 17 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .