♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سر می روم از خویش از گوشه گوشه فرو می ریزم و عطر تو رسوایم می کند... *شمس لنگرودی*
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نـه تـو آمـدی، نــه فـراموشی امـا مـَـن ... كوه می شوم و پـای نـــبودن هـایـت می مـانـم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گـــ ــاهــــی دلم بــرای زمـــ ـانی کــه نمیشناختمت تنـــگ می شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانو! سَردم است پنجره را ببند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خرده مــگیر ، مگو قلمش چه تلخ َ ست و عــــبوس ! بگو درد ــواژه زمین گذاشته به امید سبک شـــدن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کانال ها زیر آتش دردها برفک گرفته اند خط شکسته آوار شده زیر چشمهای پدرم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راه پر پیچ و خم است اما می شود، می توانیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی یک نگاه ساده کا[!]ت , تا کسی الهه تو شود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پهلو به پهلو کنار خزر.... اتفاقی که نیفتاد و من که دود شدم با آخرین پک سیگار.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سوگند به تبر ! گاهی که بت می بارد از آسمان بر فرق ابراهیم.... به نی! که زیر پای شبانان در پایکوب مرگ داود گرگ دریده ... فردا روز دیگری ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواب دیده ام داس ارتجاع توبه می کنندو عاقبت به خیر می شوند....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 17 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .