♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رج بزن مرا بر این دار می خواهم با نقش ِ سر انگشت تو این بار بر زمین بیافتم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حفره های ذهن من پر است از آنچه دیده و می بینم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی چشمهایت واقعا دریاست، طنازی نکن ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خداوندا مرا دریاب ، نگاهم کن..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش من نقاش بودم می نشستم مست روی سبزه ها ، میان گلها زیر سایه درختی زیبا...می کشیدم نقش دو خیال...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر درختِ ایستاده ای « سروّ ناز » وَ هر - زوزه ای - " فریاد " نیست.!.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو در ردیف شعرهای من سه نقطه ای منتظر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هستم تا فردا آری دیروز روز خوبی نبود اما فردایش را من میگویم خوب است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرف زیاد دارم .....فعلا سکوت می کنم .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در تنهایی ام آهسته قدم بردار، سکوت بـه سادگی میشکند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواستی به گریه هایم بخند اما هیچ وقت کنار لبخند امیدوارم گریه نکن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا، هر وقت در پیاده روهای شلوغ گم می شوم و فراموش می کنم از کجا آمده ام، ب آسمان نگاه می کنم و حتم دارم دستهای تو برای کمک ب من پایین می آیند.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 16 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .