♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه ساندویچ سرد و یه میز شام ساده دو لیوان و کنارش بطری خانواده.....صندلی ها خالی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چطور میشود ... یک خزر ... یک غروب... یک ساحل... یک نگاه ... یک آغوش... بشود دنیای یک آدم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انان كه با افكاري پاك و فطرتي زيبا در قلب ديگران جاي دارند را هرگز هراسي از فراموشي نيست چرا كه جاودانند..کورش کبیر وجاودان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا کی دیگران به جای تو آرامم کنند نگو دستمال نداری دستمال لازم نیست با دست هایت اشک هایم را پاک کن......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به جای خالی اش بیشتر از خودش عادت کرده ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا...آسمان غمگین است رعد و برقش چنان می شکند هر دم بغض که دمادم بر من می گرید و به من می گوید آسمان غمگین است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق بخاری هیزمی در اتاقی است که چهار دیوارش از یخ است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگرنه گل میکارم،نه باغبانی میکنم، آهنگرمیشوم و به ساختن خنجر می اندیشم..،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساعت اتاق را خوابانده ام ! . بی کوک ، بدون باطری تا حتی هوس یک ثانیه حرکت هم به سرش نزند . . ! . . . . . گورِ پدر دقایق ! . بی تو بودن شمارش نمیخواهد . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میدانستی همیشه کسی که سکوت میکند رضایت ندارد شاید منتظر حرفی دیگر است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر کسی چشمان از گریه سرخم را باور ندارد از بس که از تنهایی در حمام خانه اشک ریختم و گفتم کف در چشمانم رفته
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 16 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .