#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
هیچ جا نشنیدم جریان دارد مه فوران می کند ابر
افرین داش علیرضای خودمون به افتخارش
گل فروشی داری؟
نوچ اما تقدیم به شما..
اها اخه دیدم ست به پاند پیچی کردن گلت خیلی خوبه گفتم شاید گل فروشی داری حالا که نداری بیا تو مغازه خودم شاگردی کن خیلی ممنون داش علیرضا
حادثه اتفاق افتاد #عاشق #شدی به #لبخند دیگری.... #چشمانم را می بندم این نیز #بگذرد !
نشسته در قايق پارو هایم کجاست....
فقط چهار کلمه. تو کلمه ی وسطی من همان آه
اما تو مثل همیشه نیستی و دست های تو چقدر حرف دارند با اینکه می دانم زیبایی هر لحظه از چشم های خیابان می گذرد می دانم که درخت بازهم از خواب های پرنده می پرد
حالا.....
من با 28 سال سن هنوز بهم عیدی میدن
خوش به حالت آنا.....
دُختر با پسر فرق میکنه خوب
من یعنی من خود من با شما نه بدون شما بگم که چطوری بگم خب میگه دیگه چه بی جنبین شما...
گفتم: «هی نگاه کن! روی مژههایت دانههای برف ریخته است» و او گفت: «این برف نیست پرهای بالشی است که خدا در آسمان تکانده است و سپس لبهای خندانش را گشود تا برفی را فوت کند و ما هر دو خندیدیم بعد به چشمانش نگاه کردم و دیدم که چشمانش، گرمترین پناهگاه جهان است
هزار و یک شب می گذرد و من بیدارم و می شمارم بی آنکه بگویم! خاموشی این شب ها و تماشای تو که بدون شنیدن قصه هایم به خواب می روی شهرزادت را به مرز جنون کشانده کاش صدای قدم های جلاد سکوت قصر را بشکند!
.حالا تو مهربان برو من مهربان خواهم ماند! تا در روی پاشنه ی رفتن هم بچرخد
خیلی وقته آسمونم پر ابر و رنگ دوده قصه ی من تا همیشه زیر گنبد کبوده
من در دور دست خودم تنها نشسته ام ...و تنها هوای خودم را مینوشم.
نازی
وقتای بچگیم همیشه یه دونه پرنده خونه گی داشتم..هر کاری هم مادر میکرد نمیشد و اخرشم من موفق میشدم راضیش کنم ولی زیاد نمیذاشتن داشته باشمشون.. فقط اردکم کوی تی بود که تا وقتی بزرگ شد رو داشتمش..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 15 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .