♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ده بیست سی چل پنجاه شصت هفتاد هشتاد نود صد، بیام؟ کجایی؟ پس چرا هر چقدر می گردم ، نیستی؟ اگر بگویم سوختم، میآیی؟ و سک سک میکنی؟ سوختم، بیا دیگر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ازگرگ های درنده نمی هراسم که به جسمم حمله کنند تمام ترسم از آدمهای گرگ نمایی ست که روحم را پاره پاره کردند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یکیــــ از سختـــــــ ترین کارای دنیا اینـه کـه برای دیگرانــــــ توضیح بدی دقیقا چـه مرگتـــه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم را بدجور می سوزاند!....حالا که رفتی ، لحظه ای برگرد و خاطرات با هم بودنمان را نیز با خود ببر.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با آمدنت به زندگی ام معنا دادی ، تو یک مروارید پنهان در سینه ات را به من دادی تا قلبم با تو به وسعت یک دریای بی انتهای پر از عشق و محبت برسد با آمدنت به من نفسی دوباره دادی تا در ساحل قلبم، آرامش زندگی ام را مدیون امواج مهربان تو باشم با آمدنت غروب به آسمان غمگین دلم لبخند زد و خورشید امیدها و آرزوهایم طلوع کرد با آمدنت ساز زندگی ام چه عاشقانه مینوازد شعر با تو بودن را....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نوشتن زیباترین كار دنیاست و زیباتر از آن چشم توست كه آن را میخواند نوشتن یعنی نگاه كردن در چشم كسی كه دوستش داریم و من برای آنچه هنوز در دست دارم مینویسم نه آنچه از دست داده ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مي خواهــــــــــم يک دلِ ســـــــــير درسبکي بادها برقصم....... وبي خيـــــــــالِ يخ نگاه هاي خـــــــــيره روياهاي منجــــــــمد م را بردارم و دل به آتشي بزنم از عشـــــــق تا خاکســــــــــــــتر..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه كند ناخدا دراين درياى پر آشوب اسيرموج موهایت نه دست دارد نه سكانى!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما قله ها را فتح نمی کنیم! ما تنها چند دقیقه بر فراز آن ها می ایستیم و سپس برف به کمک باد رد پای ما را از بین می برد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست و پایم را به تخت ببندید!می خواهم ترک کنم ......این زندگی را.......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 15 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .