♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
INSANLAR TANIDIM YILDIZLAR GIBIYDILER,HEPSI GOKTEYDI AMA BEN SENI GUNESIM SECTIM VE BIR GUNES ICIN BIN YILDIZDAN VAZGECTIM
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"گاهی از صدای ضجه شب من امیدی دارم یک امید شیرین"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گذشت یک سال دیگر از نفس کشیدن هایم ....مادر کجایی ببینی آنچه در سینه پرواندی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن روزها.. چه زیبا بود دنیا..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما مانده ایم پای همه چی....ز تا ماندن یک رسم ماندگار شود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اتاقی سرد کودکی نقاشی می کرد آفتاب را روی پیراهنش!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پیر شدیم....پیر تو ای دنبالر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل ام برای جیرجیرک شب می سوزد دارد تنهایی قرقره می کند با صدای جیر جیر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می ترسم از روزی که همه با هم گریه کنیم٬ بهشتی در کار نباشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی از کنار آن کافه می گذرد آرام دست در دست ِ محبوبش در شبی از شبهای آبان که می وزد باد که می ریزد برگ که می بارد باران - لحظه ای - یاد ِ من می کند آیا؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرغان خفته در لعاب کاشی ها به ما اعلام می کنند ... عشق در برف آب می شود..."
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چه از روشنی و سرخی داریم برداریم کنار هم بنشیینیم و بگذاریم که دوستی ها سدی باشند در برابر تاریکی ها....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .