♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزها از حکمت هیچ شبی سر در نیاورده اند و ماهم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلمه ها را جمع می کنم تا دست به سینه صف بکشند! حتی اگر هیچ شاعرانه ای در کار نباشد تو که رد شوی یک رد خاطره کا[!]ت تا شاعران ، قلم به دست به خیابان بزنند..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اصلاً چه لزومی دارد بدانی عشق چیست؟ می خواهم به اندازه ای که تو باید عاشقم باشی هم دوستت داشته باشم !!! بگذار فردا که خاک و خاکستر شدم هر دلداده ای که شعرهای مرا می خواند زیر لـب بـا خـود بگویـد: او یـک دیــوانه بــود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر شاخه ی از درخت عمر میوه ای ست به نام خوشبختی دستم نمی رسد ! دستهایت را به من می دهی ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
الله اوزی شاهدی چوخ ایسترم من سنی...قیزیل گولم در منی.... مخمل اوسته سر منی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
Easy is to weep for a lost love Difficult is to take care of it so not to lose it
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دیگـــر بازی نمیکنم چقدر جر میزنی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی برای کشـیدنِ فـریـاد هـزاران پیکـاســو هـم کـافـی نیسـت . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی تو گریه می کنی ، آیینه ها به خون من تشنه می شوند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مي ترسم مثل شبي كه تو و شعر به سرم مي زنيد و در پاكت سيگارم يك نخ تنها نشسته و با زندگي وداع مي كند !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حدس می زنم، حس نکرده و نمی کند، به هیچ وجه، هیچکس، در هوای سرد، حال و روز باغ را....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 15 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .