♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پـــیـــچــش ثـــــانــیــه هــا....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خالی از احساس دنیایم بیگانه از هر صدا سرنوشتم گذشته ایست از یک پرنده.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه میتوانم کرد؟ تو آتش ِ پاییزی من درختی تنها!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
طعم ِ غریبی ست زیر ِ دندانهای ِ باران ...! بوی ِِ پائیز و شیرینی ِ اردیبهشت ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز دستان ِ باران درد میکند از تشییع ِ بی پایان ِ تن ِ من
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا به پای تمام این واژه ها گریسته ام، واژه هایی که از تو لبریزند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این کویر خشک ، بارانم آرزوست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب ها به خاطره هایم هجوم می آورم مانند گدایی که به تکه هایی نان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز خیابان ِ شهر دو دل است کسی می آید یا کسی می رود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هیچ صدایی زیر دریا به گوش ِ من و ماهی ها نمی رسد ؛ مگر گوش ماهی ها که بعید می دانم منتظر مهمان ناخوانده ای باشند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اعتراف می کنم!!! گویا حق به جانب غرور شما بود...بانو .... گستاخی رویای مرا ببخشید. اصلاً ،این روزگار حقیقی تر از اندوه را چه به رویا؟ ها؟؟!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هر وقت یاد تو میکنم بانـــــــو آســــمان نگاهــم ابری و بارانـــــی می شود !!! تو که خوب میدانـــــی آسمان همیشه ابـــری هم دلگیــــر میشود برگــــرد بانو تا آســـمان نگاهــم با نور آشتی کند با چَــــــشمان تو برگرد بانــــــــــو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلبم می گوید می آید مغزم می گوید رفته است برگرد و جنگ را تمامش کن بی انصاف.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 13 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .