♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای نمناک بودن لحظه هایم... و... اثبات بی گناهی چشمانم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سراغ کلبه مارا کسی جز غم نمی گیرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بي حضور تو نعش ثانيه هايي روي دستم مانده كه دستاورد پر التهاب دردواره هاي پاييز است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلـــبم مے سوزد بــرآے تنهــــآ، تنهـــآ یک لحظـــه دیدن " تــو"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روز هآ حـــآل و هـــو آیم دیدنیست. بــآ خـــوش خیـــآلے در چشـــم دیگـــران رآه میــروم. شـــآدم ، مے خنــــدم. اَ مـــآ اَ مــآ نمے دآنــے طــوفــآنے وجـــودم رآ در بــر گــرفتــه دیـــگر مــآنده ام بـــه کــدآم گـــویش و زبــآن حــرف هآیم را جـــآرے کنم و بنویسم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی… معشوقه ی من… سلامـ ـتی؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با دلم حرف بزن...حس غریبی دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا دیگر نه از صدای زوزه ی باد و این شب تاریک میترسم نه از پارس این جانوران بی جهت و ویرانی زلزله... درست همین جا در قلب خزر نگاهت این ویران خانه را مثل بید میلرزاند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حواس پرت که میگویند یعنی "من" پرت میشود حواسم تا "نا کجا اباد" ... تنها با یک لبخندت
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .