♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به صدای پاهایم گوش کن ... فدا شدنم را ببین ... امیدوارم در خاطرت بماند . همیشه اسپری Adidas را دوست داشتم .. لبخند را بر لبانم مینشاند ....... ! تنها یک کار کن ... نشکن !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حتی دیگر واژه ها هم امتناع می کنند از رانده شدن ..تنها میدانم ... دنیایم زیر و رو خواهد شد .. در پی ِ اشتباهات ِ پی در پی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بــــدون ِ خــاطراتم فقط خواستم خود ِ باران را مزه کنم و این کار را کردم... خودم را عریان ٬ به دست خشــــن و خستهی باران سپاردم نوازشی کرد من را ... روحــــم را و یاداورم شد ٬ که زندگی هـــنوز جــاریست حتی اگر خسته و درمانده ام !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی که میگــــویی "تنهایـَــم" احساس پـــوچی میکند روح افــسردهام ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مخاطب.....نیمه شب میگذرد کسی این اطراف نیست پریشانیام را پنهان میکنم لای پنجره را باز میکنم فریـــــــــــاد سیاه ... دوباره ... تو شدنهای من و تویی ... خـــاموش ... لعنتی سکوتت را بشکن٬ نفس گرفته است!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه وقتا آدم دوس داره بره یه جای دور ... توی یه دشت سبز یه کلبه چوبی قدیمی یه تک درخت نسیم خنک تنها ساکت فقط صدای گنجیشکا شایدم صدای رود روان صدای پای آب ......بشینه با خودش خلوت کنه زل بزنه به خودش ببینه کیه ، چیه ، کجاست ؟ چقدر می ارزه ؟!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 16 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .