♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زير اين سقف سكوت.....دست آن دخترك بي پروا....ومن اينجا ....جاده ي عشق تو را مي گردم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما تا بيست سالگي از تاريكي ميترسيديم. بعد برادر زاده 9 ساله م توي تاريكي نشسته . بهش ميگم تو تاريكي چه كار ميكني؟ ميگه دارم با روحِ اجسام ارتباط برقرار ميكنم ! فك و فاميله داريم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهسته بیا چیزی هم ننویس " Like " را هم ننویس کامنت هم نذار داغ هم نکن پسندیدن هم نزن همان كه بیایی بس است ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اي لعنت به تو ، اميد ! اي لعنت به تو که هنوز هستي و ما را وادار مي کني که به آينده ي کوفتي مان فکر کنيم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نيستي ! و اين دليل ِ تمام ِ تلخ بودنم است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دارم به دیدارت می آیم خودم را بالا می کشم تاشانه زندگی را در دستانم بگیرم می آیم به دیدارت تا تو را ببوسم و ستاره را در ذهن زیبایت لمس کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فردا که مردم پشت سرم پنجره ها سکوت میکنند فردا که مردم ایینه از ترس تنهایی میشکند و شعر هایم... تن ها شعر تنهایی می سرایند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا با سه چیز به زندگی ادامه می دهم کری ، کوری ، لالی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه لذتی دارد طرحی بکشم از معشوقه ای که ندارم..!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزا سخت نفس می کشم هوایم می شوی برای تنفس ؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .