♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرام جانم ..کسی تو را فریاد میزند ،آیا می شنوی...؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گرفته بود امروز رفتم پارك... پارک پر از پیرمرد ناکار جوونای بیکار و کودکان کار ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دو دستم که عمري به سوي تو دراز است ، رهـــــا کن ! من را که نمي تواني بالا بکشي مي ترسم . . . خودت هم به زمين بيافـتـي !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه کس تو را از مهربان شدن با من مایوس می کند؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمستان پایان دنیا نیست. دنیا دوباره بهار خواهد شد........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دو انسان از قلبشان بهم متصلند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا زمین است؛ آدم بودن تاوان سنگینی دارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از همـــــان روز که بـه عشـق گفتیـم: "سلام" تا بـه امـروز تب کـرده ایم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آغوش وا کن من پر از جنون بــــــــــارانم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام دلم جایی می خواهد بدون دیوار............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بخند رویای من ، بخند ! خنده تو به بار می نشیند مثل آن شکوفه ای که در راه است
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 15 ساعت و 58 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .