♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه این ابرها پس میروند نه من دلتنگی ات را طاقت می آورم تو نیستی نیستی تو و حالم درست شبیه حال تک درخت کوچک پیش خانه است که تا کمر در شهوت آفتاب می سوزد و باران امانش نمی دهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
«بوی سیب» تمام وجودم جرعه ای است در انتظار تو بوی سیب بوی نارنج در فضا می پیچد کدام درخت خواب تورا دیده است؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ديگر اميدي نيست درختها دست تكان نمي دهند و سايه ها چقدر مات و مبهوت اند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فنجانم را پر کن هرچند می دانم فال این قهوه ها کام فنجانم را تلخ خواهد کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين روزها هيچ آوازي پرنده را زنده نمي كند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمستان با همه ی سپیدی مسافر می شود.. همین...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای کلمات پاپوش میدوزم برای تو قلبی برای خودم رویایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من محتاج نوازشم و تن ام خالی از دستان تو کاش تنهایی احساس ام با تو پر شود گاهی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی سکوت بوسه ای می شود بر لبان من... . . . گونه هایت را کم می آورم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گیرم صدای ِ تالاپ ُ تلوپ قلبمو روی سی دی بریزم عکس های رنگارنگ رو توی هفت پستو قایم کنم . . . تو بگو رویای بودنتُ کجای دلم بذارم ؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چطور دلواپسم نیستی ؟ طعم ِ تلخ ِ این سیگارها خدایان ِ باستان رو هم ب سُرفه میندازه . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كبوتر احساسَم را جايي مينِشانَم. تا تو ، پرواز كني!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .