♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه هوای تازه ای دارد بازدم ِ تو!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرا بگیر در اِحاطه ی بازوانت تا از آن ِ من شود تمام ِ امنیت ِ دنیا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عطر یاس می پیچد همه جا، وقتی تو در خیال منی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم می خواست چشمهایم را می بستم... باز می کردم... تو همینجا کنار من بودی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم آیدی سکوت زندگیم رو می خواد....................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببین چه ساده ..................دلم تنگنه..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوشبختی در دنیایی که بی رحمانه سیاه است...توهم سپیدی ست...باور کنید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینروزها نامت جرم است خیالت جنایت است در دلم اما من مجرم ترینِ این دقایقِ محبوسم!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنار زباله های خودم نشسته ام کبریتی در دستم خواهم سوزاند "مَن "ی که مَن نیست... بهتر که نباشد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مقصر کیست؟ نوک مدادی که هی می شکند یا دل شکسته ای که نمی خواهد نامت را به یاد آورد... هر چه هست.. اینروزها دستم به نوشتن نمی رود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دروغ بگو من همان کودکی هستم که باور می کنم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی نیستی نشانی ات را از مرغان دریایی می پرسم می دانم که همنشین بارانی و دریا دختر سالهاي باراني يادمان نرود به اين دشت بي ثمر پي باران امده بوديم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به بابام میگم تیغ اصلاح داری؟ میگه نه برو بیرون بخر. نون هم بخر. یه سر برو تا اون داروخانه شبانه روزیه یه قرص معده بخر. میوه هم بگیر که عصر مهمون داریم. گفتم نه احساس میکنم یه ته ریش بهم میاد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .