♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سوار بر قايق ارزوهايم..........به سوي فردايي مجهول مي روم " در درياي بي کرانه بودن ها"..کاش تو هم بيايي
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفاي عاشقانه نياز به تعبير ندارند حافظم عاشق نبود!!! چون اگر عاشق بود ساده بود و اگر ساده بود نياز به تعبير نداشت!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دفتر درد دل من... و چشم هاي هميشه آماده تو آنقدر بزرگ اند.... كه هنوز هم نتوانسته ام پايان اين حكايت بي سر وته را حدس بزنم...!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دایی هام و شوهرخاله هام نشستن درباره اینکه کدوم مایع ظرفشویی با پوست دستشون سازگاره بحث میکنند فک و فامیله داریم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زنگ زدم خونه خالم اینا پسرخالم۴ساله برداشته میگم چرا نفس نفس میزنی چیکار میکردی؟ میگه با سعید ( داداشش۷ساله) داشتیم همدیگه رو قلقلک میدادیم تا یکیمون جیش کنه .فک و فامیله داریم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک نتیجهء شبانگاهی به من آموخت اگر کسی،فکری،دلی،یا حتی شماره ای بخواهد مشغول کسی باشد شب و روز و ماه و خورشید نمیشناسد. اگر کسی دلتنگ ِ دیگری باشد آمدن و دیدنش اندک لرزشی در نقطه ای از دل ِ عاشقش می اندازد و اگر اهل ماندن باشد نیاز به سفارش نیست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرگز به خاطر غم هایت گریه مکن و مگذار این زمین پست شنونده ی آوای غمگین دلت باشد .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
معنی سکوتم را با چشمانم برایت بارها فرستاده ام.....اینجا در شهری دور من مانده ام به انتظار هر لحظه که بیایی در شهری خاک گرفته و غروبی تنگ ، من هستم و سیمایی شکسته تر از همیشه اینجا من هستم و خیال همیشگی چشمان مشکی تو. . . حتی كلمات هم دگر از نوشتن دردهایم عاجزند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با کدامین چشم ؟ یار من ، برای دیدنت اشک ریزم با کدامین قلب ؟ یار من ، برایت بی قرار باشم با کدامین صدا ؟ یار من ، صدایت کنم با کدامین بغض ؟ یار من ، برایت گریه کنم با کدامین دست ؟ یار من ، دستان گرمت را بگیرم با کدامین عشق ؟ یار من ، به دلتنگی ها دچارم با کدامین صبر ؟ یار من ، آشفته بازارم با کدامین جرم ؟ یار من ، قلب عاشقم را سوزاندی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر با نیامدن هایت غرورم را شکستی که نمی دانم با آمدنت کدامین تکه های دلم شاد می شود…!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .