♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وحشی می شوم نگاهم که می کنی فرار کن یا بمان و تا ته بگذار بنوشمت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه دوست دختر نداریم ازش بپرسیم 2*2 =؟بگه هرچی تو بگی.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه دوست دختر هم نداریم اهل خلاف باشه! بیاد مارو گروگان بگیره ببره پیش خودش
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو ... مرا پرواز ده به مرز " بودن " " خواستن " و " زندگی "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این همه آهنگ سوخته که در این حوالی بارانی می بارد مرا به یاد کدام خاطره کدام شعر از صدای تو می اندازد که چنین غریبانه هوای تو را پر پر می زنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا سر کلاغها فریاد می زنی وقتی پایان هیچ کدام از قصه های تازه خانه ای نیست ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .