♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يك وقت به سرت نزند ! شعرهايم را بتكاني .. چرا كه رســـوا خواهم شد ..! و همه خواهند ديد !! لحظه لحظه تو را !.. ميـــان واژه هــــــ ــــــايم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم برفــی نبودم که به پایت یک شبه آب شودم ! مـــن مـــــــو به مـــو سفیــــــــد شدم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میگمــ خداحافظ کهـ تـــو چشمــ تـَر کنی و بگـــی: کجــآ؟ مگه دستــِ خودتهـ این اومدن و رفتن ؟ کهـ سفت بغلمــ کنی و بــگی: هیچ رفتــنی تو کار نیستــ همین جـآ " به دلتـــ اشاره کنی" جاتهـ تا همیشه آخرِ سرش محکمــ بگی: شـیر فــَهم شــُد؟؟ و مَـــن، دل ضعفهـ بگیرم از این همه عاشقانهـ های ِ محکمت!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی میتوانی با سکوت حرف بزنی ، بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم های کمی هستند که بعد از اینکه به عشقشون میرسن یادشون می مونه این همون آرزوشون بوده.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سنگ ها شاید، اما گنجشک ها هیچ وقت مفت نبوده اند!!! قلبشان همیشه میزده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به چه کسی بگویم دلم گرفته ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو خوب میشناسی این دل دیوانه ام را.... که اگر دیوانه شد ، دنیا را بهم میریزد.... حالا بیا و آرامش کن ،
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز هم از جنس بـــارانم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از "دوست دارم"هات خسته اَم دیگر از آن لب ها... کمی فُحش بده لامَصّبـــ!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کفشهایم که جفت می شوند دلم هوای رَفتـن میکند من کودکانه بی قرار تو میشومـ بی آنکه فکر کنم که کسی دٍٍٍلـتـَ نگ من خواهـد شد!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پـــاییز مـَـــرا عاشـِـق مــے کند ! بــــاران عاشـِــق تـَـــر . . حالا تـــ♥ـــو بـِــگو ایــن بـــاران پـــاییزے بــا مـَــــن چـِـــه مــے کند.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 14 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .