♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فلج می شوم وقتی تو را صدا می زنم و تو نیستی که بگویی جانم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدمها شما را به خدا اگر قصد عاشقی دارید عاشق همان شوید که هست نه عاشق بتی که قرار است از او بسازید . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه اگر نمی آیی اینقدر پنجره ها را زجر ندهم چشم هایم به جهنم....!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب باشد، باران ببارد، و هوا سردِ سرد! تو باشی، من باشم، و تنها صدای نفس هایت، همین مرا بس است برایِ گرم شدن ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کار من جان کندن است برای یک لحظه آغوشت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توی ِ رابطه کسی برندهــ َ س که وابسته نباشه...!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساغر شكسته است با آن سبو بگو آهسته لب بنهد بر لب بلور... سیما یاری
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمی دانم چه شده اما چشمهایم باز بی قرار ِ باریدن شده اند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 14 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .