♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دنیا اگر بفهمد دلگیری ... غم روی غمت می آورد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به تنهایی کنار ساحل خزر قـــــــــــــدم مــــــــیزنم به تنهایی به دیدن غــــروب مــــیروم به تنهایی تـــنـــهــا میمانم عشق را میسپارم به چشمان آزاد و نترس تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لقمه گلو گیری بودی ، تو گلوم گیر کردی ،داری خفه ام میکنی !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی غم های آدم سرکش می شوند این همان لحظه ای ست که نمی توانی حتی قدم از قدم برداری...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
«من برای نوشتن نه قلم میخواهم و نه کاغذ فقط تو کمی جلوی من راه برو بخند حرف بزن کافی است .»
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینروزها خوبم به قدری که دیگر شعر نمی گویم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیچاره رفتگر … چه بار سنگینی دارد امشب...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای آسمان ، به سوز دل من گواه باش...کز دست غم به کوه و بیابان گریختم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .