♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سهم من از زندگی بوییدن سیبهای سرخ میان سبدهای خالی ست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دست هم پیر میشویم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حافظ از مادر گیتی "به چه طالع زاده ست؟" طایر گلشنِ قدس "اندر این دامگه حادثه چون افتاده ست؟"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
معجزه ها رخ میداد اگرجوانان می دانستند و پیران می توانستند ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمانیکه که خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شدند پیر شدنت شروع می شود ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آتشي از عشق برافروختم اینجا. . . نه به هواي گفته هاي زرتشت . . . آتش عشق من در تمام طول سال . . . در تمام اين سالهاي به غبار نشسته . . . در تمام اين سالهايي كه تنها لجني از احساس برايم به همراه داشت . . . روشن بود و هرگز . . . حتي لحظه اي به سهو . . . خاموش نگشت . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انسان ها هر از چند گاهی، از جایی می افتند !!! از لبه پرتگاه ، از پا ، از نفس ، از این ور بوم ، از دماغ فیل ، از چاله به چاه ، از عرش به فرش ، از چشم . . . از چشم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
راه می روی / و شهر اردیبهشت می شود ....پر از بهار نارنج....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 4 ساعت و 16 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .