♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی یعنی هنوزم سعی میکنی از تو رفتارش و حرفهاش یه نکته ای پیدا کنی که بخودت تلقین کنی داره به تو فکر میکنه.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرف هایی نیز هستند که بی تابند بی قرارند ... یک جا بند نمی آورند ... آری حرفهایی که فقط نگاه ها میزنند!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیزارم از تمام ضرابخانه هایی که نمی فهمند چشم تو / غنی شده ی خورشید است و آسمانی که ، قطع نامه هایش را از زبان تو صادر می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت که می شود یاد تو می افتم و تو را که یاد می کنم سکوت می شود ، همین چند خط هم که می خوانی... دستنوشته های دیوانه ایست که هر روز ( هر هشت ساعت یکبار ) شعرهایش را بر درختان انجیر می خواند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرد شد ، از دهن افتاد ، شعرهایم بس که دیر آمدی .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .