♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همراه موج خیال دور می شود میان خاطرات داغ هزاران رنگ دریایی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا دریاها همیشه پژمرده اند وقتی مسیح می اید اما به صلیب....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا حکم ها ساعت ۶ اجرا می شوند وقتی شیشه ی جلوی ماشین عاشق لمس لبخندی می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پروانه ها،همیشه ... شروع مناسبي براي روزهاي باراني هستند...کتار خزر....کمی با احساس من برقص.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نيروهاي دشمن به قلبم رسيده اند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آبی ..قرمز نداره ...من عاشق رنگ چشم های توام.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افسوس که آخرین وداع را حتی تا ابد از ما گرفتی و آخرین بوسه را... چه نا تمام تمام شد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر این ارتفاعهای گیج مرا نمی ترساند عمریست شکسته ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دو سه تا چین پیشانی ات را چینهای نگاه من هم باز نکرد حتی اگر تا چین برایت می رقصیدم باز هم نمی شکستی سنگچین یخ بسته ی غرورت را!!!!!!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخواهم زندگی کنم ......کنار خزر با عطر تو ....همین ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 9 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .