♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرغان مهاجر كوچ مي كنند در عصيان كوچ شبانه شان درياچه در بهت تنهائي يخ مي بندد مانند دستان من در بي نگا هي تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغضی دارم که فقط منتظر است دل آسمان بترکد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من عاشق قابي شده ا م كه زني در او آرميده...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پك مي زنم سيگاري را كه لاي انگشتانم نيست!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقدیر... رهایش کن او مال من است تو باید به مراد من باشی نه رقیب من! ... برایش با تو هم جنگ خواهم کرد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"بي تو" باز هم دنياي من مثل گذشته "سياه،سفيد" خواهد شد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 38 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .