♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مگه میشه با چشات خدافظی کرد دیگه اونها رو ندید و زندگی کرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بی پروااااااااااا ترکم کردی........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مخاطب خاص....یکی دارد برایت شعر میخواند یکی در اوج یک اندوه اینجا پشت این دروازههای بستهی امید میماند بیا برگرد من اینجا به جرم عاشقی بر دار خواهم شد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گریه کنم یا نکنم قصه به انتها رسید.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آسمون گریه نکن.......قلبت رو شکست ورفت.......تو داری تموم مبشی.......گم شدی تو وعده هاش.......چرا اشک هات رو جاری میکنی.....قدر اشک هات رو بدون.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هجوم اشک در چشم......غارتگر غریبی است لا مصب ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هجوم بن بست را ببین....هم پشت سر هم رو به رو.....راه سفر با تو کجاست؟من از تو میپرسم... بگو؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رابطه مان سرد شده...انگار که جفتمان توی یخچال باشیم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اون دیگه مال تو نیست.....قلبت رو شکست ورفت..........خیلی حرف ها زود رفت....بی وفایش رو دیدی؟.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوس کرده ام خوب نباشم شایدحالم را بپرسی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به لطف اعتماد٬هرروز زخم میخوریم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عطرت از تو باوفاتر است ..............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران ... آسمان بارانی است همگی می گذرند چتر دارند به دست تا نبارد باران بر سر و صورتشان اما ... من تنها و رها زیر این سقف سیاه گام بر می دارم بی چتر ... و به تو , می اند یشم ...لعنتی بفهم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فرقی نداره ، به هوای تو نفس میکشم هنوز ....تو مرا تنها گذاشتی.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .