♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر از نداشتنت می ترسم ای مهربان ترین.....خنده های تو کودکی ام را به من می بخشد و آغوش تو آرامش هستی و دست های تو اعتمادی که به انسان دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داداشیم دوستت دارم .....منو تنها نزاری.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــــی خــواهـــم صــدای ِ نفس هــــایت را بنویــــســـم.........سرانگشتانم که می سوزد ... یعنی وقت ِنوشتن از تـــوست بــیــــا در خـــیـــالــم آرام بنشین ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل همیشه پیش از آنکه نامش را حدس بزنی ، بازی تمام می شود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخ ات را خوب کوبیدی هنوز جای خاطره ات تیر می کشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خمس چشمانت زکات لب هایت را به قلبُ بوسه های من بسپار که به مسجد حرام کرده اند چراغی که روایِ خانه می باشد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 6 ساعت و 39 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .