♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برف نو ، برف نو سلام ، سلام بنشین ، خوش نشسته ای بر بام پاکی آوردی- ای امید سپید همه آلودگی ست این ایام.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برف همه جا را سفید می کند آب یخ می بندد خورشید در خاطره رنگ می بازد آخرین بذر امید را می کارم برای تو
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بوسه بر باد میزنم.....عطر تو را دارد.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اتفاق تازه ای نیافتاده فقط برف زمین و موهای مرا سپید پوش کرده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمستان بوی عاشقی می دهد فصل تولد من ... اما من.....بوی مرگ گرفته ام این روزها........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قناری با رویای پرواز برای همیشه ته قفسش خوابید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعله بودم زبانه کش برایت خاموشم کرد نگاه سردت!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه فایده این همه باران وقتی تو چتر بر میداری
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رفتيم عروسي...خواهرم به عمه جانم! ميگه راه رفتن با اين كفشه واسم سخته...عادت ندارم به پاشنه بلند ميگه ايشالا ميخوري زمين ميخنديم!!!عمه باحالی داریم ما............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببخش باران ببخش که تـــــــو میباری و ما شسته نمیشویم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلبم با آرزوهای دست نیافتنیــــــــــ ام خو گرفته است .
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .