♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یعنی میشه منم امشب تا صبح با تو نفس بکشم؟.....................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش همه لحظه ها را می شد بارانی دید. تا بدانی خیس شدن از وجود عطر یاد چقدر لذت بخش است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر حس بدیه وقتی با کسی صحبت می کنی ، احساس می کنی اصلا براش مهم نیست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرد و بی روح ، پشت خاک ریز سرنوشت پناه گرفته ام به انتظار یه تلنگر ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از رویاهای پراکنده ام در سرزمینی یاد میکنم که انگار وطن من است و دلم برای تو ای نامهربان نه مثل همیشه بلکه بیشتر از همیشه تنگ میشود .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا میرفتیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داره بارون میاد.....قلبم میگه برو زیر بارون اما دستام میگن برو کنار پنجره با بغض قلمت با آه بنویس....دوستت دارم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا یکی از حس شب احساس وحشت می کنه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجیب زندگیِ من پر از صدای بی کسی است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی که رفتنش را فریاد می زند نمی خواهد برود فریاد می زند که نگذارند برود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو جاده.... 60....70.....85....100....110....120.... اینجاست که میخوام درو باز کنم بپرم پایین....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .