♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز را به باد سپردم امشب کنار پنجره بیدار مانده ام دانم که بامداد امروز دیگری را با خود می آورد تا من دوباره آن را بسپارمش به باد... (فریدون مشیری)
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی تو سکوت چشم هایم را هاشور می زند واتاق بی دیوار تنهائی ام به اندازه خاطراتی که عطر تورا می دهند بزرگ می شود هیچکس شبیه تو نیست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اطرافم را ببین این ورق های سرگردان آینه های احساس منند ویادت باشد وقتی بیائی آسمان ما را روی نیمکت شب خواهد نشاند وما جای ماه وستاره هایش را تنگ خواهیم کرد .........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفس عمیق میکشم میخواهم عطر پاییز را لمس کنم و به زندگی بگویم آغوش باز کن من هنوز هم صدای باران را دوست دارم نفس عشق را می پرستم با عطر گل ها مست میشوم با دریا همزیستی میکنم به گرمای خورشید دل می بندم غروب را به تنهایی پیوند میزنم و راز شب بوهای عاشق را می دانم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این کوچه باد نمیآید باران نمیآید اما تو بیا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پاييز هر چقدر هم عاشقي بلد باشد باز در مقابل دست هاي عاشق تو كم خواهد آورد . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را به خواب میزنم ! میترسم اگر بفهمی بیدارم به بهانه نگاه کردن به چشمانم مرا از آغوشت جدا کنی . نمیخواهم امن ترین جای دنیا را از دست بدهم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دلم میگیرد حتی دریا هم زیر پاهایم موج نمی اندازد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می نشینم روبروی خورشید نگاهت و زل میزنم به چشمهایت ! مات برق خنده هایت میشوم و عاشق گرمی صدایت ! با بوسه های شیرینت غرق می شوم در ساحل آغوشت ! و تازه می فهمم که چقدر دوستت دارم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هم بهترين فال من باش ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لعنت به من ودست نوشته هایم که توانایی تفسیر تو را ندارند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیشب بارون زد ! دلم خنک شد . . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرزو ميكنم مي توانستم به تو نشان دهم كه ياد تو در من تا چه اندازه شيرين است ، و تا چه اندازه دوست دارم كه تو را دوست بدارم . ( ماري هاسكل به خليل جبران )
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 15 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .