♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در امتداد سایه ی سنگین بودنت تعببیر خواب من : همخواب بسترت ، در انتها ، به یقین ، تنهایی منست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت تنها زبان اشاره ایست که در مسیر سنگلاخ زندگی بی هیچ صدا ، پر از ترانه می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نیستی تا بهانه ات کنم برای شکست سکوتی که روزهای طولانیست بعضش گلویم را عجیب می فشارد می دانم بر خواهی گشت به همین زودی ها نه آن قدر دیر که باز هم سکوت ، بغض هایم را خورده باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هر چیز در جای خودش هست آسمان همان آسمان است خورشید همان خورشید ستاره ها هم هر شب جمع می شوند گٍٍٍرد ماه کوچه ها همان کوچه هاست حرف ها همان حرف ها تنها دو چیز جایش عوض شده است .... موهایم سپید شده .... روزگارم سیاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خش خش برگ ها زیر پای رهگذران که خرد می شود غرورشان چه تفاوت که زیر پای که باشد ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زودتر بیــــــــــا... مــــــن زیر باران ایستاده ام ،خیسم،خیس از حس با تو بودن. بیــــا و آغوشت را سرپناهم کن قدم هایت را تند تر کن،نگذار قطرهای باران تنم را بیش از این لمس کنند تو قبل از پایان باران میرسی ؟ یا...باران قبل از آمدن تو به پایان می رسد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقدیم به کسی که عاشقانه های من است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دردهایم را بغض می شوم وقتی ابرهای این حوالی آبی حرفهایم را نمی فهمند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته ام به خدااااااااااااااااااااااااااااا......باور ندارید؟............حرفهایم هنوز کاهگلی ست کسی در این شهر دردهایم را نمی فهمد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بدون تو زندگی تابلوی یک روز یخی است، برف باریده و خورشید دست خودش نیست دنیا را خیس می کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بودن ما؛ عشق بازی موج و ساحل شاید روزی طوفانی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز درست در همین لحظه بگو:دوستت دارم فردا دیر است گل من!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستم را بگير و ها كن زندگي مرا......(زمستان است).
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 16 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .