♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسرت تو تا قیام ِ قیامت با من می ماند......... آیا حسرت من گاهی به دلت سنگینی می کند؟....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گفته بودم که تحمل می کنم تمام ِ سختی ها را.......
تمام ِ حرف های درشت را......
تمام ِ نیش و کنایه ها را....
تمام ِ...
و حتی تمام ِ تحقیرها را....
اگر تو با من باشی.........
اگر تو کنار ِ من باشی....
اما......
اما تو تاب ِ تحمل نداشتی که عاشقت بخوانند.......
که دیوانه ات بدانند....
دیوانه ی عاشق یا عاشق ِ دیوانه چه فرقی بود اگر کنار ِ هم بودیم؟
اگر دلگرم ِ هم بودیم؟
.........
این تمام ِ داستان ِ من و تو بود.......
تمام ِ داستان ِ ما........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه باور کنم رفته ای وقتی از چشمانت عشق می بارید؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغلم کردی اشکهایم را پاک کردی چشمانم را بوسیدی و رفتی....لعنتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منصفانه نیست این تنهایی در حضور خاطراتت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قابل توجه اون عزیزی که منو تهدید به هک کرده عرض می کنم ...با دم شیر بازی نکن ...شاید آن شیر زخمی باشد و................................{-35- }
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن که دایم هوس سوختن ما میکرد کاش می آمد و از دور تماشا می کرد........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خودم را به دیوار ِ قفسم می کوبم شاید نجات یابم اما دریغ........ قفس ِمن راه ِ فراری ندارد........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دارم خفه می شوم.................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تـو .....هنوز هم بوي بهارنارنج ها شمال را دوست داري؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زاده می شوم هر لحظه، هر دم، از نو... تو هستی ، من هستم و خدا میانمان تا ابد جاریست.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حالا که از هستی دل بریده ام و رها کرده ام دنباله ی ستاره ها را ... تنها تو شرابی بنوش سیگاری بکش و مانند نهنگی دیوانه ... خلیجی برقص من آخرین خدایی هستم که شاعر شده ام
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 15 ساعت و 28 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .