♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رد پای تنهایی پشت سرم پر نمی شود حتی زمانی که برف می بارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو.....به آفتاب ، به کویر ، به باغ ، به آینه ، به آب ، حتا به تــبـــر ها بگو.. بگو من سـرو خواهم شد ، سـروی که دستـش به رنـگـیـن کـمـان می رسد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق بر تن می کنند ... عاشق که شدی کوچ می کنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا مهربانا مگذار آشیانه مهر کسی بر هم فرو ریزد که ویرانه آشیانه دردی بس هولناک است .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز ملاقات داشتم با گرگ های به دور آتش حلقه زده برای رهایی از آدم ها...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مادرم انار تعارف میکند یاد دل خونم می افتم خواهرم چای میریزد یاد بی محلی هایی می افتم که داغ خورده روی نگاهم پدرم می گوید سکوت نکن حقت را بگیر بازهم جز سکوت حرفی ندارم چشمانم گویاست اگر زبان نگاهم را بفهمید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشمانم لبریز از توست چقدر شبیه تو شده ام اما نه پرتقال بوی بهار نارنج نمی دهد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی اونایی که ادعای با فرهنگیشون میشه.................... هر وقت شما تو تنهایی و خلوت خودت دست تو دماغت نکردی ... اونوقت من باورم میشه که شما ادم با فرهنگی هستی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی آدما مثل مگس میمونن ، بنده خدا ها دارن زندگی عادی خودشونو میکننا ولی حواسشون نیست رو اعصاب بقیه هستن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مدت ها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف میشوی و مهمتر آن که خوک از این کار لذت میبرد.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 14 ساعت و 37 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .