♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیا یک شب که برفی سخت میبارد... منو تو در کنار هم ... جدا از شر و غوغای انسانها.... بری از رنج و حرفانها ... بنوشیم از لبان هم ... شراب بوسه ای شیرین ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا! مزه ی عشق را به هر که چشاندی,هیچ گاه لذتش را با گرفتن معشوقش از او مگیر
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این دریا بهانه است....امروز در میان موج ها مسافرم را جای می گذلرم....تا فقط من بمانم وسکوتی که میهمان آرامش دریاست....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قدر اشک هات رو بدون علیرضا......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو از تعبیر کدام شعر حرف میزنی؟ من که هنوزخوابی ندیده ام! پیچ پیچ این همه حرف از تمام شاعرانه ات میگذرد لطفا! آهسته تر بخواب شاید چشمهایت تعبیر همه حرفهایم باشد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فاحشه را خدا فاحشه نکرد آنان که در شهر نان قسمت می کنند او را لنگ نان گذاشتند تا هر زمانی که لنگ هم آغوشی ماندند او را به نانی بخرند. (صادق هدایت)
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خووووووو چرا امشب که من اومدم .........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرنده ای زیر پیراهنم آواز می خواند با دلهره های عاشقانه ی صبح بیدارم می کند با هر آیه ی عاشقانه ای که از تو نازل می شود تکه هایی از من را از بلندترین کوه ها می آورد نمی دانم این معجزه ی قشنگ مرگ است یا زندگی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نزدیک تر بیا دهانت بوی عشق می دهد با زنجیر های بی تسلسل شعر بهار دلهره می ریزد به کامم و من احساس می کنم ... توی رگ هایم پرنده های زیادی میل پرواز دارند وسینه سرخ های کوچک این شعر همین که نام تورا می برم... آنچه در سینه ی من پنهان است همان است که ماه به گوش شب می خواند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .