♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تاب نمیآورد.....قلبم...مصلوبم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روبرویم، صندلی........ مصلوب مانده......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی به دنبال من خواهی گشت ...در میان دست توشته هایی که هیچکس تو را اینچنین عاشقانه فریاد نزد....شک نکن.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر می بارم به سویت ،.......... پاره های دفترم مثل کبوتر می شود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بغض سنگینی چکیده در تجسم یک احساس...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خانه تنهاست پشت در کسی نیست و آسمان خمیده خیره در مردی ست که در کسالت یک سکوت پیراهن انتظارش را بر طناب ثانیه ها پهن می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افسرده دلیم و نی لبک می خواهیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب ظلمانی ست ...لامصب.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حلقه زدیم درنجابت شعر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حلقه زدیم درنجابت شعر مثل بازی گرگم به هوا حالا گره می خورم به تکرار در تاب گیسوان ات...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بر می گردند از چشمه با کوزه هایی بر دوش وچقدر دوست دارم با لبخند های عامیانه ات درقطاردخترکان سبز شوی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهت را در باد ریخت پاییز گیسویت را در من تنها غروب می خواندت در لای سایه ها.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 17 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .