♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در آن لحظه ، که چشم تو به من می نگرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من هنوز زیر چتر تنهایی ؛ از تو می نویسم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش وقت رفتن دیوارهای این خانه را هم در چمدانت جای میدادی و گلدانهای پشت پنجره را این جا همه چیز بوی تو را دارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حافظه آدمهای غمگین قوی است... خوب میدانند آنروز درکجای آن خیابان مردند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزهـــا چشـم هـای بعضـی از آدمـــها ... شـاه کلیــد مـی مانـد فقــط بـا یـک نگـاه قفلــِـ دل باز می کند! و بعـد... غـارت مـی کنـد هرچــه را که هست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست(کوروش کبیر)
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی سرمای بی تو بودن در عمق جانم ریشه میکند تب تنها شدن و لرز بی کسی بد جور روحم را شکنجه میدهد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیمکت آخر ..... زنگ آخر ........ و دستانی که نام تورا مدام روی چوب حک میکرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاش ميدانستي خوابهايم تنها با تو رويائيست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باز كن پنجره احساس را،اینجا چقدر سرد ست! بر من بتاب ،بگذار جان بگيرد قلبم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در اين وادي نا آرامي سخت محتاج حضورت هستم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دیگر دلم ، قلبم ، تنم جایی برای شکستن ندارد آی دل داده مراقب باش ببین پایت را کجا میگذاری..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .