♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجب ای دل عاشق تو ام حوصله داری /تو این سینه نشستی هزارتا گله داری /یه روز عاشق نوری یه روزی سوتو کوری /یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا وقتی نفسی هست دیر نیست....چشای من به یاد تو اشک می باره
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی.....تو آیا با شقایق بودهای گاهی؟ نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟تو آیا قاصدکهای رها را دیدهای هرگز، که از شرم نبود شادپیغامی، میان کوچهها سرگشته میچرخند؟ نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی میکند چیزی نمیخواهد و چشمان تو آیا سورهای از این کتاب هستی زیبا، تلاوت کرده با تدبیر؟ تو از خورشید پرسیدی، چرا بیمنت و با مهر میتابد؟ تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعلههای شمع، پرسیدی؟ تو آیا در شبی، با کرم شبتابی سخن گفتی از او پرسیدهای راز هدایت، در شبی تاریک؟جوابش را تو هم، البته میدانی سکوت مانده بر لب را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی خیال حرفایی که تو دلم جا مونده برایم شعری بخوان برایم شعری بگو........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگاری این زندگی دیگه ناموس نداره ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای کاش اسم مرد را به اجبار یدک نمی کشیدم که من از هر زنی بیشتر نیازمند نوازشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا... خودمونیم ها... این ضربه هایی که دارم می خورم چندامتیازیه؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا....شاید کسی دارد خفه می شود.... پشت سنگینی یک بغضــــــ ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یک مرده بیجانم در خلوت و تنهایی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قلـــبم مے سوزد ......"مـــَن" دلتنگ " تــــو " بــودم. زبــآنم بـــرآے گفتـــن ِ این کلمـــه لال و بستــه شد. اِ ســـم زیبـــآیت رآ صــدآ کـــردم ، هـــر بـآر قدرت گفتــن از مــن دَریده شد... دلتنـــــگم... دلتنـــگ " تــــو " کاش می دآنستے.
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .