♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرامشم... این روزها مدیون همین انتظاریست که دیگر از کسی ندارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی اعتنا مرا شکستی و من تنها به پایان خود می خندیدم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شما یادتون نمیاد....روزی دلش مهربان بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من اگر نباشم ...! ديگری جايم را پرميكند.... به همين سادگي
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صداي زمزمه ي گيتار هياهوي دستهاي با احساس رقص اسپانيايي وجودم دنياييست كه در كنار تو پايان نمي يابد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
“دلم شاخه ی شاتوتی که باد خونش را به در و دیوار پاشیده است.”.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هم قفس! بیا دو باره آسمان را برایم تعریف کن....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزگاری خواهد رسید .... همچنان که در آغوش دیگری خفته ای ، به یاد من ... ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی ! دلت هوایم را خواهد کرد ... ! به یاد خواهی آورد باهم بودن هایمان را ... به یاد خواهی آورد خنده هایم را ... به یاد خواهی آورد اشک هایم را ... به یاد خواهی آورد حرف هایم را ... مطمئنم در آن لحظه در دلت می گویی : من تو را می خواهم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مجسمه خونین دلم را به "صلیب"کشیده ام... توهم بیا سنگی بزن... ثواب دارد!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .