♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من از سرزمینی می آیم...سرا پا عشق... سرزمین مرغکان عاشق... سرزمینی که تنها یک رنگ بر آن حکومت می کند... " سفید "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه حسین سر بریده اش را ..نه ابوالفضل دست بریده اش را ..نه زینب سینه پر از آه اش را ونه علی اصغر گهواره اش را.....می خواهند.....شیعیان به دنبال مرامشان در قلب شمایند...بیدار باشید....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوای مُردن بیخ گوش من است همانجایی که روزی رد نفسهای تو بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغلم می کند بوسم می کند و روی تاقچه می گذارد....دختر بازیگوش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفســـــهایم، دســـــــتهایت را میخواهنــــــد؛ بــــرای بــــالا آمــــدن!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کفش هایم گیج پاهایم بلاتکلیفند دنبال خیالی که نمی دانم کو ! من چه قدر مرده ام در چشم های بی رؤیا !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیلی دلم برات تنگ شده صفحه ی موبایل تو چشمام تخم گذاشت و شک دارم به حس شنوایی خودم بسه تا کی چنگ بزنم به خلوت این اتاق ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بغض دارم ... نه ! بغضی داشتم که ترکید.. ...... اما هر چقدر گونه هایم را لمس می کنم خبری از تر شدن نیست.. می خواهم چشم هایم را طلاق بدهم اجاقشان کور شده!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 19 ساعت و 13 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .