♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از سوز محبت چه خبر،اهل،هوس را این آتش عشق است نسوزد،همه کس را ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می بینی سکوتم را؟ می بینی درماندگی ام را؟ می بینی نداشتنت چه بر سر فریاد خاموشم آورده است؟ می بینی دیگر رویای داشتنت هم نمی تواند تن لرزه های شبانه ام را آرام کند... می بینی چون جغد شب زنده دار آمدنت شدم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اندوه که میوزد، بادها گریه میکنند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی میگویم دیگر سراغم نیا!فکر نکن که فراموشت کردم یا دیگر دوست ندارم من فقط فهمیدم دلت با من نیست .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار هر چه می خواهد ببارد ببارد از سنگ، از سیاهی ، از سکوت ما نومید نمی شویم ما همچنان سفره ی بی سین خانوار خویش را با الفبای تمام عیار عشق می آرائیم
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 20 ساعت و 4 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .