♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تبسم بعد از گریه از رنگین کمان بعد از باران زیباتر است........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیا و دوباره پاییزم را بهار باش ! من ، با تمام " بارانی " بودنم ، این روز ها را نمی خواهم !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوا ابري است مدادرنگي هايم رنگ آبي اش نيست !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرچه اسفند روي آتش ريختيم بازهم بهارمان چشم خورد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پدرم نه تفنگ شکاری از پدرش به ارث برده نه دندان طلا و نه حتا الاغ پیری را که تمام ارث پدرش بود پدرم، فقط تنهایی را از پدرش به ارث برده این که آرام گوشه ای بنشیند غمگین شود و فراموش کند خاکستر سیگارش را بتکاند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دشت و آوار پرستو ....نگاه التماس بچه آهو...رسیده روی نعش تازه ،مادر... خجالت می کشد از دیدن او...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هم قدم خوبی نیست سرنوشت دستت رو می گیره و با خودش می بره و اهمیتی نمیده که تو هم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درفضای باغ بی برگی گوییا، مثل دل من ، نیز بغض دارد، درگلو، پاییز...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش پاییز به پایان نمی نشست ....کاش این زمستان در نطفه خفه می شد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهانه هایم برای نفس کشیدن ته کشیده کبود شده ام ! نه . . . بهانه دستم نده!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هم مثل من درگیری ....در آغوش تنهایی.....سراغم را نمیگیری؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .