♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این چه هجومی است که بر دلم نشسته همه ی روزهایم را غروب جمعه کرده است؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من دارم با تو حرف مي زنم......می فهمی؟....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زمان كند مي گذرد ....همخانه شده ام با چاقویی که تا دسته فرو رفته است در قلبم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش زمین قالی سلیمان شود و من پرواز کنم بیایم کنار تو !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا صبح همراهی ام می کند......بی خوابی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گم كرده ام ديواري كه نامت را بر آن نوشته بودم باران مي بارد شهر خيس است و من به سايبان دستهاي تو محتاجم!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یکی غمگین ....یکی شاد...همین..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا از دهن من حرفهایم افتاده...........؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم پیر می شود... وقتی تو را صدا می زند و... جوابی نمی شنود!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی وقتا هست که دوس داری یکی کنارت باشه... محکم بغلت کنه... بذاره اشک بریزی راحت شی.... بعد آروم تو گوشت بگه: دیوونه من که باهاتم!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مهربانی را ستایش میکنم آیینم این است♥
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کفشهای کهنه را دور نیندازیم, شاید دوباره به کوچه های قدیمی بازگشتیم,
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من که نکردم......اما هـمـیشه با کسی درد دل کنید که دو چـــــــــیـــز داشته باشـد: یـــکی درد دومــــی دل...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو .............دست روی دلم بگذار بی تابی ام را خواهی دید...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .