♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نمیشه ..........بی تونمیشه .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش می شد همه کسانی که تو دنیای مجازی صادقانه ادعای عشق وعاشقی دارند در دنیای واقعی دست رو شونه های هم میگذاشتند وذول میزدند تو چشای هم وبا نگاه احساس شون رو می گفتند .....افسوس همه در رویا زندگی می کنیم.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساعت به نیمه شب رسیده....قلم سرشار از رویش احساس برای توست...امان از دل لامصب من...قلم را به گریه انداخت.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مانوشتیم و گریستیم ماخنده کنان به رقص برخاستیم ما نعره زنان از سر جان گذشتیم کسی را پروای ما نبود در دور دست مردی را به دار آویختند کسی به تماشا سر بر نداشت مانشستیم و گریستیم ما با فریادی از قالب خود بر آمدیم. ((شاملوی بزرگ))
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با من حرف بزن بانو ...! هم رزم شانه و شوقم در انفجار بغض ، کوتاهی زمان تقصیر ما نیست ..باور کن..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عابر شبهای بی کس تو منم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانو......اینجا کسی در حضور تو گم تر از گریز لحظه هاست اینجا کسی حقیر اما برای تو آرزویی به پهنای آسمان دارد اینجا کسی بی میل و رسوا که در هست و نیست مات مانده در شتاب پلک تو خانه دارد خانه ی تو كوچك است اما جای امن این بی کس این تنها مانده در راه دور از دسترس است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بانو ...وقتی گرفتار کسی یا عشقی هستی ، گرفتاری به هیچ چیز دیگری فکر تو را مشغول نمی کند حتی زندگی حتی مرگ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 27 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .