♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه های ساده ی سرودنم درد میکند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گیرم که در باورتان به خاک نشستم و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است با ریشه چه می کنید...؟ گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید ، با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید...؟ گیرم که می زنید ، گیرم که می برید ، گیرم که می کشید ، با رویش ناگزی ر جوانه چه می کنید...................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نفس منی داریوش.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانی عزیزکم ......کاغذ سفید را هر چه قدر هم که تمیز و زیبا باشد کسی قاب نمی گیرد ...باور کن ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می زنم کبریت بر تنهایی ام تا بسوزد ریشۀ بی تابی ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تقدیم به اونی که دوستش دارم ولی هرگز ندیدمش
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها حس می کنم از نوشته هایم عاشق ترم به تو ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به این تنهایی دل بستم… حالا میدونم که این تنهایی خالی نیست… پر از یاد عاشقونه پر از اشکهای گرم عاشقونه!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهاییم را با تو قسمت کردم ....رفیق....سهم کمی از زندگیم نبود با مرام.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوستت دارم تا همیشه ... تا ابد ... دوستت دارم تا جنون ... تادیوانگی ... دوستت دارم تا گریه ... تا بهانه ... دوستت دارم تا خاطره ... تا مهربانی دوستت دارم تا نوازش ... تا بوسه ... دوستت دارم تا انتظار ... تا تحمل ... دوستت دارم تا زخم ... تا ضربه ... دوستت دارم تا شکستن ... تا عذاب ... دوستت دارم تا امید ... تا خیال ... دوستت دارم تا دوباره ... تا دیدار ... دوستت دارم تا عشق ... که برتر و بدتر از آن نمی شناسم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبودی من برایت گریه کردم..................
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 52 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .